کاربرد ضمایر موصولی who,whose,whom,that,which,where

گرامر زبان انگلیسی با موضوع کاربرد ضمایر موصولیwho, whose, whom, that, which, where

در این درس به شما کاربرد ضمایر موصولی who,whose,whom,that,which,where را با مثال های متنوع آموزش خواهیم داد.

There is often confusion about the use of who, whose, whom, that, which or where.

  • We use who for a person, and which for a thing or an idea.
  • We use that for both a person and a thing/idea.
  • Whose is a possessive pronoun.
  • When who is the object, whomwith a preposition, can be used instead, but it is formal and rather old-fashioned. In modern speech, we use who, or we leave out the pronoun.
  • Where (relative adverb) refers to places.


Examples of use :

I know a woman. She speaks 6 languages. I know a woman who speaks 6 languages.
I know a woman.  Her husband speaks 6 languages. I know a woman whose husband speaks 6 languages.
I spoke to a person yesterday. To person to whom I spoke yesterday.(formal)
The person (who) I spoke to yesterday. (informal)
I live in a house.  It is 200 years old. I live in a house which/that is 200 years old.
That’s the hotel. We stayed there last year. That’s the hotel where we stayed last year.
That’s the hotel that we stayed in  last year.

When can we leave out relative pronouns ?

Compare :

  • The woman who wanted to see me is a doctor. (‘Woman’ is the subject of the sentence)
  • The woman (that) I wanted to see is a doctor. (Here ‘woman’ is the object, ‘I” is the subject.)

Relative pronouns can be omitted when they are the object of a relative clause.

 

منبع: سرزمین زبان

جدیدترین محصول آموزشی سرزمین زبان با نام ” آموزش گرامر زبان انگلیسی از پایه تا پیشرفته فقط در 30 روز ” (محصول دانلودی)

آموزش گرامر زبان انگلیسی فقط در 30 روز

برای گوش دادن به آموزش های صوتی سرزمین زبان به صورت رایگان به بخش رادیو اینترنتی سرزمین زبان مراجعه کنید.

اگر در یادگیری زبان انگلیسی تنبلی می کنید و یا هرچه تلاش می کنید نتیجه ای حاصل نمی شود و حتی اگر برای یادگیری زبان انگلیسی با دیگران مشورت می کنید و جواب آن ها به شما جوابی گنگ است پیشنهاد ما خواندن مقالات مشاوره ای و برنامه ریزی سرزمین زبان می باشد.

محصول جدید سرزمین زبان با نام پکیج شش ماهه ی زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی

سرزمین زبان ، سرزمینی به وسعت ایران

ما در سرزمین زبان به یادگیری شما جهت می دهیم

موسسه فرهنگی و آموزشی سرزمین زبان مهرنو با شماره ثبت ٢٢۴۶۵

مطالب مرتبط

9 نظر

  1. صادق پیشداد

    با سلام و عرض ادب و احترام.
    حقیر دانشجوی دکترای الهیات از یزد. با اجازه تان از این سایت خوب شما نکات بسیار عالی و خوبی را در خصوص گرامر زبان انگلیسی استفاده و کپی نمودم که جدا کارتان جای تحسین و تمجید دارد امیدوارم خداوند به شما توفیق دهد تا روز بروز برای ارتقاء سطح علمی و فرهنگی کاربران محترم، گامهای بلند و بهتری بردارید. ومن الله التوفیق.

    پاسخ
  2. صادق پیشداد

    بسمه تعالی.
    تعریف فعل معلوم و مجهول:
    فعل معلوم، فعلى را مى‌گویند که فاعل آن، شخص یا شىء معینى بوده و در جاى اصلى خود در جمله به‌کار رفته باشد یا به‌عبارت دیگر فاعل در جمله وجود داشته باشد. در این صورت چون فاعل، معلوم است آن را فعل معلوم مى‌گویند مانند: علی در را بست.
    فعل مجهول، فعلى را مى‌گویند که فاعل آن در جمله نامعلوم بوده و مفعول ، ( یابه اصطلاح همان نائب فاعل ) جاى فاعل را میگیرد ولذا چون فاعل جمله، مشخص نیست آنرا فعل مجهول می نامند مثل : در بسته شد. ( که در اینجا از علی که فاعل اصلی است ذکری نشده است)
    ذکر چندنکته:
    اول : اینکه با تعریف فوق مشخص شد هر دو فعل معلوم و مجهول بلحاظ معین بودن یا نبودن فاعل جمله، آنرا تقسیم به معلوم و مجهول نموده اند.
    دوم : اینکه کاربرد فعل معلوم برای جایی است که ذکر فاعل از اهمیت برخوردارباشد برعکس فعل مجهول که کاربردش در جایی است که ذکر فاعل، یا نیازی نبوده و یا حتی بخصوص هدف در مخفی ماندن آن است.
    سوم : فعل اگر لازم باشد نمی توان آنرا مجهول نمود چراکه اصلا مفعول ندارد تا جای فاعل نا معلوم خود بگیرد در نتیجه فقط این فعل متعدی است که مجهول می شود و بس.
    چهارم : برخی در فعل مجهول، باز آخرسر ، فاعل اصلی را ذکر می کنند که هیچ اشکالی نداردمثل در بسته شد (توسط علی)
    پنجم : هر سه زمان های گذشته کامل استمراری، حال کامل استمراری وآینده کامل استمراری مجهول ندارند.

    ساختار فعل مجهول:

    مفعول + tobe ومشتقات آن + قسمت سوم فعل.

    1-زمان گذشته: من دیده شدم = I was seen
    2-زمان حال: من دیده می شوم = I am seen
    3-زمان آینده: من دیده خواهم شد = I will be seen
    4-زمان گذشته استمراری: من داشتم دیده می شدم = I was being seen
    5-زمان حال استمراری: من در حال دیده شدن هستم = I am being seen
    6-زمان آینده استمراری: من در حال دیده شدن خواهم بود= I will be being seen
    7-زمان گذشته کامل(ماضی بعید): من دیده شده بودم = I had been seen
    8- زمان حال کامل(ماضی نقلی): من دیده شده ام = I have been seen
    9- زمان آینده کامل: من دیده شده باشم= I will have been seen

    ضمنا آینده قصدی و تمام افعال مدال مثل: must – May – might – shall – should – will – would – can – cood
    نیز مجهول پذیراند مثال برای آینده قصدی مانند: I am gooing to be seen من قصد دارم تا دیده شوم.
    و مثال برای افعال مدال چون: I must be seen من باید دیده شوم.

    کاری از صادق پیشداد. شهریور 96

    پاسخ
    1. admin

      دوست گرامی صادق عزیز
      از وقتی که برای نوشتن این آموزش برای مخاطبان سرزمین زبان گذاشتید بی نهایت سپاسگزاریم

      پاسخ
  3. صادق پیشداد

    زمانهای مختلف در زبان انگلیسی همراه با مثال و ترجمه ( فعل معلوم )
    1-زمان گذشته: من دیدم = I saw
    2-زمان حال: من می بینم = I see
    3-زمان آینده: من خواهم دید = I will see
    4-زمان گذشته استمراری: من داشتم می دیدم =I was seeing
    5-زمان حال استمراری: من در حال دیدن هستم = I am seeing
    6-زمان آینده استمراری: من در حال دیدن خواهم بود = I will be seeing
    7-زمان گذشته کامل(ماضی بعید): من دیده بودم = I had seen
    8-زمان حال کامل(ماضی نقلی): من دیده ام = I have seen
    9-زمان آینده کامل: من دیده باشم=I will have seen
    10-زمان گذشته کامل استمراری: من در حال دیدن بودم = I had been seeing
    11-زمان حال کامل استمراری: من داشتم می دیده ام = I have been seeing
    12-زمان آینده کامل استمراری: من در حال دیدن باشم = I will have been seeing
    دو تذکر مهم.
    اول در تمام چهار موردی که فوقاً از فعل کمکی will استفاده شده است اگر آنرا تبدیل به would نماییم تماما این زمانهای چهارگانه، باحفظ شکل، آینده در گذشته می شوند که در نتیجه زمانهای زبان انگلیسی 16 تا خواهد بود.
    واگر فعل، متعدی باشد تمام این 16 زمان، قابلیت مجهول شدن را دارندمثل همین see که بمعنای دیدن بوده ومتعدی است چون مضاف بر فاعل که تمام فعل های لازم و متعدی در قالب فعل معلوم دارند فعل متعدی، مفعولٌ به نیز طلب می کند به همین خاطر آنرا متعدی گویند چون تعدّی کرده و فراتر از فاعل، مفعولٌ به را نیز می خواهد.و هرگاه فعلی مجهول شد دیگر نه فاعل دارد ونه مفعولٌ به، بلکه فقط نائب فاعل دارد وبس.
    مثل من دیده شدم. در اینجا(من) نائب فاعل است نه فاعل!
    دوم مواردی از زمانهای زبان انگلیسی معادل فارسی ندارند لذا ما در ترجمه، اصل زمان و لغت را بدون هیچ دخل و تصرفی ذکر کرده ایم و الا می توان آنرا سلیس تر و روان تر ترجمه نمود فقط با این اشکال که ممکن است بعضا یکسان و تکراری شود.
    کاری از صادق پیشداد. شهریور 96

    پاسخ
  4. صادق پیشداد

    جملات شرطی. ( conditional sentences )
    جملات شرطی‌ شامل دو قسمت می‌باشند:
    یکی‌ عبارت شرطی‌ و دیگری‌ عبارت اصلی‌.
    عبارت اول‌ که حاوی‌ if است را عبارت شرطی‌ و عبارت دوم را عبارت اصلی‌ گویند و در این صورت، میان عبارت شرطی و عبارت اصلی علامت ویرگول قرار می گیرید مثل: If I see him, I will tell him the news ( اگر او را ببینم خبرها را به او خواهم گفت ) مگر اینکه جای دو عبارت عوض شود که در اینصورت علامت ویرگول حذف خواهد شدمانند: I will tell him the news if I see him
    به طور کلی‌ در زبان انگلیسی سه نوع جمله شرطی‌ وجود دارد:

    جملات شرطی نوع اول
    جملات شرطی نوع دوم
    جملات شرطی نوع سوم

    جملات شرطی‌ نوع اول:
    معمولا از جملات شرطی‌ نوع اول برای‌ بیان یک شرط ، یا موقعیت ممکن و محتمل، در آینده استفاده می‌شود که دراینصورت در جوابِ شرط، از will / won’t استفاده می شود مثل:
    If I find your watch, I will tell you.
    ( اگر ساعت شما را پیدا کنم به شما خواهم گفت )
    پس این احتمال هست که ساعت شما را پیدا نکنم و در نتیجه به شما نگویم.
    ولی اگر نتیجه شرط ، ثابت و قطعی باشد هر دو عبارت شرطی و اصلی، در سیاق حال ساده خواهد بود و به این نوع جملات، جملاتِ شرطیِ نوع صفر گفته می شود مانند:
    If you do not drink water for a long time, you die
    ( اگر برای مدتی طولانی آب نخوری می میری )
    ساختار نوع اول:
    if + حال ساده ، + will / won’t + to مصدر بدون
    نکته:
    علاوه بر will می‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غیره نیز استفاده کرد که در این صورت معنی‌ آن کمی‌ فرق خواهد کرد.

    جملات شرطی‌ نوع دوم.
    جملات شرطی‌ نوع دوم برای‌ بیان یک شرط یا موقعیت غیر واقعی‌ یا غیر ممکن و البته در عین حال ، محتمل و قابل جبران، در زمان حال یا آینده بکار می‌رود. در واقع در این نوع جملات، حال یا آینده‌ای‌ متفاوت را تصور می‌کنیم.
    ساختار نوع دوم:
    if گذشته ساده ، + would + to مصدر بدون

    if I had more money, I would buy a new car.
    ( اگر من پول بیشتری داشتم یک ماشین جدید می خریدم )
    ولی چنین پولی را نداشتم و در نتیجه ماشین جدید نخریدم.
    در عین حال این اتفاق که من پولدار شده و ماشین جدید بخرم محتمل بوده و این مشکل، قابل جبران است.

    if you lived in England, you would soon learn English.
    ( اگر شما در انگلستان زندگی می کردید عنقریب زبان انگلسی را یاد می گرفتید )
    If I were * a rich man, I would buy an expensive car.
    ( اگر من ثروتمند بودم یک ماشین گران قیمت می‌خریدم )
    * نکته در این نوع جملات، اغلب بجای ‌ was از were استفاده می‌شود.

    جملات شرطی‌ نوع سوم.

    از این نوع جملات شرطی،‌ برای‌ تصور گذشته‌ای‌ غیر ممکن و غیر قابل برگشت استفاده می‌شود ولی‌ به هر حال گذشته‌ها گذشته! یعنی بر خلاف شرطی نوع دوم ، قابل جبران یا قابل برگشت نیست.
    ساختار نوع سوم:
    if + ماضی بعید ، + would have + قسمت سوم فعل
    If I had seen you, I would have said hello.
    ( اگر تو را دیده بودم، سلام می‌دادم )
    If he had driven more carefully, he wouldn’t have been injured.
    ( اگر با دقت بیشتری‌ رانندگی‌ کرده بود، مجروح نمی‌شد )
    If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
    ( اگر می‌دانستم در بیمارستان بستری‌ بودید می‌آمدم و شما را ملاقات می‌کردم )
    I would have gone to see him if I had known that he was ill.
    ( می‌رفتم و به او سر می‌زدم اگر می‌دانستم بیمار است )

    نکته:

    1- در این نوع جملات می‌توان بجای‌ would از could یا might هم استفاده کرد:

    If the weather hadn’t been so bad, we would / could / might have gone out.
    ( اگر آب و هوا اینقدر بد نبود ما می توانستیم بیرون برویم. )
    2- از would فقط می‌توان در عبارت اصلی‌ استفاده کرد و در عبارت شرطی‌ نباید آن را به کار برد:
    کاری از صادق پیشداد مهرماه 1396

    پاسخ
  5. صادق پیشداد

    جملات شرطی. ( conditional sentences ) ( با یک اصلاح و ویرایش کوچک )
    جملات شرطی‌ شامل دو قسمت می‌باشند:
    یکی‌ عبارت شرطی‌ و دیگری‌ عبارت اصلی‌.
    عبارت اول‌ که حاوی‌ if است را عبارت شرطی‌ و عبارت دوم را عبارت اصلی‌ گویند و در این صورت، میان عبارت شرطی و عبارت اصلی علامت ویرگول قرار می گیرید مثل: If I see him, I will tell him the news ( اگر او را ببینم خبرها را به او خواهم گفت ) مگر اینکه جای دو عبارت عوض شود که در اینصورت علامت ویرگول حذف خواهد شدمانند: I will tell him the news if I see him
    به طور کلی‌ در زبان انگلیسی سه نوع جمله شرطی‌ وجود دارد:

    جملات شرطی نوع اول
    جملات شرطی نوع دوم
    جملات شرطی نوع سوم

    جملات شرطی‌ نوع اول:
    معمولا از جملات شرطی‌ نوع اول برای‌ بیان یک شرط ، یا موقعیت ممکن و محتمل، در آینده استفاده می‌شود که دراینصورت در جوابِ شرط، از will / won’t استفاده می شود مثل:
    If I find your watch, I will tell you.
    ( اگر ساعت شما را پیدا کنم به شما خواهم گفت )
    پس این احتمال هست که ساعت شما را پیدا نکنم و در نتیجه به شما نگویم.
    ولی اگر نتیجه شرط ، ثابت و قطعی باشد هر دو عبارت شرطی و اصلی، در سیاق حال ساده خواهد بود و به این نوع جملات، جملاتِ شرطیِ نوع صفر گفته می شود مانند:
    If you do not drink water for a long time, you die
    ( اگر برای مدتی طولانی آب نخوری می میری )
    ساختار نوع اول:
    if + حال ساده ، + will / won’t + to مصدر بدون
    نکته:
    علاوه بر will می‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غیره نیز استفاده کرد که در این صورت معنی‌ آن کمی‌ فرق خواهد کرد.

    جملات شرطی‌ نوع دوم.
    جملات شرطی‌ نوع دوم برای‌ بیان یک شرط یا موقعیت غیر واقعی‌ یا غیر ممکن و البته در عین حال ، محتمل و قابل جبران، در زمان حال یا آینده بکار می‌رود. در واقع در این نوع جملات، حال یا آینده‌ای‌ متفاوت را تصور می‌کنیم.
    ساختار نوع دوم:
    if گذشته ساده ، + would + to مصدر بدون

    if I had more money, I would buy a new car.
    ( اگر من پول بیشتری داشتم یک ماشین جدید می خریدم )
    ولی چنین پولی را نداشتم و در نتیجه ماشین جدید نخریدم.
    در عین حال این اتفاق که من پولدار شده و ماشین جدید بخرم محتمل بوده و این مشکل، قابل جبران است.

    if you lived in England, you would soon learn English.
    ( اگر شما در انگلستان زندگی می کردید عنقریب زبان انگلسی را یاد می گرفتید )
    If I were * a rich man, I would buy an expensive car.
    ( اگر من ثروتمند بودم یک ماشین گران قیمت می‌خریدم )
    * نکته در این نوع جملات، اغلب بجای ‌ was از were استفاده می‌شود.

    جملات شرطی‌ نوع سوم.

    از این نوع جملات شرطی،‌ برای‌ تصور گذشته‌ای‌ غیر ممکن و غیر قابل برگشت استفاده می‌شود ولی‌ به هر حال گذشته‌ها گذشته! یعنی بر خلاف شرطی نوع دوم ، قابل جبران یا قابل برگشت نیست.
    ساختار نوع سوم:
    if + ماضی بعید ، + would have + قسمت سوم فعل
    If I had seen you, I would have said hello.
    ( اگر تو را دیده بودم، سلام می‌دادم )
    If he had driven more carefully, he wouldn’t have been injured.
    ( اگر با دقت بیشتری‌ رانندگی‌ کرده بود، مجروح نمی‌شد )
    If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
    ( اگر می‌دانستم در بیمارستان بستری‌ بودید می‌آمدم و شما را ملاقات می‌کردم )
    I would have gone to see him if I had known that he was ill.
    ( می‌رفتم و به او سر می‌زدم اگر می‌دانستم بیمار است )

    نکته:

    1- در این نوع جملات می‌توان بجای‌ would از could یا might هم استفاده کرد:

    If the weather hadn’t been so bad, we would / could / might have gone out.
    ( اگر آب و هوا اینقدر بد نبود ما می توانستیم بیرون برویم )
    2- از would , will … فقط می‌توان در عبارت اصلی‌ استفاده کرد و در عبارت شرطی‌ نباید آن را به کار برد.
    پس بصورت خیلی خلاصه، جملات شرطی بر سه نوع بودند با سه مثال زیر:

    if I see، I will say ( اگر ببینم خواهم گفت )
    if I saw، I would say ( اگر می دیدم می گفتم )
    if I had Seen، I would have said ( اگر دیده بودم می گفتم )

    کاری از صادق پیشداد مهرماه 1396

    پاسخ
  6. صادق پیشداد

    اسمها
    اسم‌ها وسیع ترین اقسام کلمات را تشکیل می‌دهند. بطور کلی‌ در زبان انگلیسی‌ می‌توان اسامی‌ را در دو دسته طبقه‌بندی‌ کرد:
    اسامی‌ قابل شمارش و اسامی‌ غیر قابل شمارش:
    اسامی‌ قابل شمارش آن دسته از اسامی‌ هستند که می‌توانند شمرده شوند. یک دو سه … پس بدین معنی‌ است که می‌تواند بیش از یکی‌ از آنها وجود داشته باشد.
    اسامی‌ غیر قابل شمارش اسامی‌ هستند که قابل شمردن نیستند ( مانند water – آب ) این اسامی‌ تنها بصورت مفرد بکار می‌روند و حالت جمع ندارند.
    چند مثال از اسامی‌ قابل شمارش جمع و مفرد آن:
    the boys
    the boy

    some answers
    an answer

    those cars
    that car
    اسامی‌ غیر قابل شمارش که گفتیم همیشه ثابت بوده و جمع بسته نمی شند از این قرارند:

    بسیاری‌ از مواد و مصالح.
    paper, wood, coal, silk, wool, cotton
    کاغذ، چوب، زغال سنگ، ابریشم، پشم ( پنبه )
    فلزات.
    gold, iron, silver, steel
    طلا، آهن، نقره، فولاد
    مواد غذایی‌
    fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread
    ماهی، میوه، قند، گوشت، پنیر، نان
    مایعات و گازها
    water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen
    آب، روغن، شیر، چای، هوا، بخار، اکسیژن

    money, music, noise, land, hair, ice, snow
    پول، موسیقی، سر و صدا، زمین، مو، یخ، برف
    و چیزهایی‌ دیگر…
    کاری از صادق پیشداد مهرماه 1396

    پاسخ
  7. صادق پیشداد

    ویژگیهای‌ اسامی‌ قابل شمارش و غیر قابل شمارش

    اسمهای‌ قابل شمارش:

    1- می‌توانند به دنبال an، a یا one بیایند.

    2- می‌توانند به دنبال these، few، many و those بیایند.

    3- می‌توانند به دنبال یک عدد (مثلاً two ،three و …) بیایند.

    چند مثال از اسامی غیر قابل شمارش و قابل شمارش.
    (not: … a good work.)
    چون غیر قابل شمارش است.
    I have a good job.
    ولی اینگونه قابل شمارش است ( من یک شغل خوبی دارم )

    (not: … Those foods.)
    چون غیر قابل شمارش است. ( این غذاها )
    Those meals were delicious
    ولی اینگونه قابل شمارش است که بگوییم : ( این وعده غذایی خوشمزه بود )

    اسمهای‌ غیر قابل شمارش:

    1- نمی‌توانند با حروف تعریف نامعین (a و an) بکار روند، بلکه باید با some مورد استفاده قرار بگیرند.

    2- می‌توانند به دنبال much و little بیایند. ( نه these، few، many و those که مخصوص قابل شمارش است )

    3- به راحتی‌ می‌توانند به دنبال اصطلاحاتی‌ از قبیل most of the، all of the، all the و half the بیایند.
    مثال:
    چند نکته

    1- می توان بسیاری ‌ از اسم های غیر قابل شمارش را با استفاده از بعضی کلمات و عبارات، به قابل شمارش تبدیل کرد عباراتی چون:
    a piece of ، a bit of ، a little bit of،‌ pieces of

    یک تکه، یک کمی، کمی، قطعه ای از
    2- لغت news مانند یک اسم جمع به نظر می‌رسد، ولی در حقیقت یک اسم مفرد و غیر قابل شمارش است.

    There is no important news in the newspapers.
    خبری مهم در روزنامه ها وجود ندارد.

    3- بیشتر اسمها قابل شمارش هستند و می‌توانند به صورت جمع درآیند.
    معمولاً برای‌ اینکه یک اسم مفرد به صورت جمع درآید، یک -s به انتهای‌ آن اضافه می‌کنیم:

    cat, cats
    face, faces
    boy, boys
    ولی‌ آن دسته از اسامی‌ که به ch، x، z، s یا sh ختم می‌شوند، -es می‌گیرند:

    bus, buses
    box, boxes
    brush, brushes
    watch, watches
    در ضمن اسمهایی‌ که به یک حرف بی‌صدا و y ختم می‌شوند، y را حذف کرده و به جای‌ آن ies می‌گذاریم:

    baby, babies
    country, countries
    fly, flies
    try, tries
    اسامی‌ جمع بی‌قاعده:

    1- بعضی‌ از اسمها را می توان با تغییر حروف صدادار شان، به حالت جمع در می‌آورد مثل:
    man → men مرد ( ها)
    woman → women زن ‌( ها)
    mouse → mice موش(ها)
    foot → feet پا(ها)
    tooth → teeth دندان(ها)
    goose → geese غاز(ها)
    2- بسیاری‌ از اسمهایی‌ که به -f یا -fe ختم می‌شوند، هنگام جمع این -f یا -fe به -ves تبدیل می‌شود:

    calf → calves گوساله(ها)
    half → halves نیمه‌(ها)
    knife → knives چاقو(ها)
    leaf → leaves برگ(ها)
    life → lives جان(ها)
    loaf → loaves قرص(های‌) نان
    shelf → shelves قفسه(ها)
    thief → thieves دزد(ها)
    wife → wives همسر(ها)
    wolf → wolves گرگ(ها)
    3- اسم بعضی‌ از حیوانات در حالت جمع هیچ تغییری‌ نمی‌کند:
    deer آهو(ها)
    sheep گوسفند(ها)
    fish ماهی‌(ها)
    و نیز آن دسته از اسامی‌ ملیتها که به -ese یا -ss ختم می‌شوند:

    a Chinese → two Chineseیک چینی‌ دو چینی ‌

    one Swiss یک سوییسی‌ → some Swiss چند سوییسی‌
    همچنین آن دسته از اسامی‌ که به اعداد و مقیاسها اشاره می‌کنند، هنگامیکه بعد از یک عدد واقع می‌شوند باز ثابت اند مثل:
    one hundred
    two hundred
    three dozen

    4- بسیاری‌ از اسمهایی‌ که ریشه خارجی‌ دارند ( مثلاً لاتین، فرانسه یا یونانی ‌)، گاهی‌ حالت جمع خود را حفظ می‌کنند:

    cactus → cacti/cactuses

    octopus → octopi/octopuses
    syllabus → syllabi/syllabuses
    alga → algae
    larva → larvae
    nebula → nebulae
    index → indices/indexes
    analysis → analyses
    thesis → theses
    phenomenon → phenomena
    کاری از صادق پیشداد مهرماه 1396

    پاسخ
  8. صادق پیشداد

    لیستی از اسامی رایج قابل شمارش:
    chair student cup coin dollar person dog cat shop horse country table.
    صندلی دانشجو فنجان سکه دلار شخص سگ گربه فروشگاه اسب کشور جدول. ( میز )

    لیستی از اسامی رایج غیر قابل شمارش:
    tea weather trouble travel work furniture accommodation garbage news traffic progress sugar intelligence water behavior bread air rice knowledge beauty anger fear love information money.
    چای آب و هوا مشکل سفر کار مبلمان مسکن زباله اخبار ترافیک پیشرفت شِکر فهم و هوش آب رفتار نان هوا برنج دانش و سواد زیبایی خشم ترس و هراس عشق اطلاعات پول.

    به طور کلی می توان از اصطلاحات زیر برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده کرد:

    some, a lot of, much, a bit of, a great deal of, a cup of, a bag of, 1kg of, 1L of, a handful of, a pinch of, an hour of, a day of
    چند، مقدار زیادی، خیلی، کمی، مقدار زیادی از، یک فنجان، یک کیسه، 1 کیلوگرم، یک لیتر، یک انگشت شماری، یک جفت، یک ساعت، یک روز

    استفاده از many و a lot of
    از many فقط برای اسامی قابل شمارش استفاده می شود ولی از a lot of هم برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیر قابل شمارش استفاده می شود.
    در سوالات می توان از ? How many برای پرسیدن در مورد کمیت اسامی قابل شمارش پرسید مثل:

    How many people are in the office?

    چند نفر در اداره اند؟

    I don’t know, there are a lot of people in there.

    نمی دانم، افراد زیادی آنجا هستند.

    چند نکته:
    از lots of نیز خیلی اوقات به جای a lot of استفاده می شود.
    استفاده از little و a little
    از little و a little می توان برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده کرد. little بار معنایی منفی دارد و می توان آن را به (مقدار) کمی، ترجمه کرد ولی a little بار معنایی مثبت دارد و می توان آن را به حداقل – مقداری، ترجمه کرد. به چند مثال در این خصوص توجه کنید:

    We must finish the book as soon as possible. We have little time.

    ما باید حتی المقدور ، هر چه زودتر کتاب را تمام کنیم. وقت کمی داریم
    Are you hungry?
    آیا گرسنه هستی؟
    نه، همین الان یکم غذا خوردم No, I just ate a little food

    استفاده از much و a lot of
    از much فقط برای اسامی غیر قابل شمارش استفاده می شود ولی a lot of می تواند برای هر دو نوع اسم بکار برود. چند مثال در این خصوص:

    How much does that shirt cost?

    قیمت آن پیراهن چقدر است؟

    There are a lot of old cars in the city.
    ماشین های قدیمی زیادی در شهر وجود دارد.
    کاری از صادق پیشداد مهرماه 1396

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 دانلود رایگان هفته سرزمین زبان

نکات ضروری گرامر زبان انگلیسی

برای دانلود فرم زیر را تکمیل کنید
دانلود جزوه
close-link